محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( كرمانشاهي )

33

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى )

رو همى گويد كه امر و نهى لاست * اختيارى نيست اين جمله خطاست در خرد جبر از قَدَر رسواتر است * زان كه جبرى حس خود را منكر است « 1 » تا آخر آنچه گفته ، پس در اين حال مجبور است ، بر سالك مخفى است ، اين كلمات بر طبق آن حال است ، چنان كه مولوى گفته و بر زبان او جارى شده . وأما سائر كلمات كه صريح يا ظاهر در جبر است ؛ پس وارد است بر طبق احوال متوسطان كه در مرحلهء توحيد افعال يا صفاتند كه مرتبهء جبر تخلّق است ، يا بر طبق حال كاملين كه در مرتبهء جبر تحقّق است كه آن را جبر كلّى گويند . و اين كه گفتيم كه اين عذر بدتر از گناه است ، به جهت آن است كه اين سخن رفع ناخوشى ؛ تناقض در كلام را اگرچه مىكند ، ليكن مبنى است بر قول به وحدت وجود ووحدت موجود ، وحقيقتاً قول به جبر صوفيه هم ناشى از اين است ، و اما قول به جبر اشاعره ، پس آن ناشى است از نفى ادراك عقل حسن وقبح را « 2 » ، وتمسك به اينكه اختيار فعل محتاج است به مرجح ، و اين كه صدور فعل بعد از وجود مرجح يا اختيارى است يا اضطرارى ، در صورت ثانى مطلب حاصل ، و در صورت اول باز كلام عود مىكند ، پس يا بايد به تسلسل محال قائل شد يا به اضطرار « 3 » ، وشبههء ثانى قلب مىشود بر ايشان در

--> ( 1 ) مثنوى : 5 / 80 و 81 ( 2 ) مطالب عاليه : 9 / 271 ( 3 ) شرح المقاصد : 4 / 230 ( با اندكى اختلاف )